این دفعه با یه ترانه از خودم اومدم!
واسه تصور چشـــات ٬ بازم چشــامو بستــم
قلــــــب سکوت تلخمو با یه سلام شکستم
منتــــــظر جوابتــــــــم٬ حتی اگه نبــــــاشی
حتی اگه کم بمونــــم ٬ تو جزء خیــلیــا شی
سلام من به تو ٬ نه چون بهونـــــــه ی کلامه
چشام که مات چشماتن نیت شون سلامــه!
سلام بی قراریـــام٬ به قلب بی غـــــــــرورت
ذوب شده قندیـــل دلم٬ با خنده های خوبــت
تو سرزمین دوستی مون ٬جاده پر از بهــــاره
بمون سبـــد سبـــد دلم٬ واست ترانــه داره...
(این ترانه متن سلام مجری برنامه "یه سبد ترانه"-رادیو جوان- بود که هفته ی پیش قسمت آخرش پخش شد)
(البته چون این ترانه برای رادیو گفته شده-واشعار رادیویی باید سهل الانتقال باشه- مفهوم سنگین و تعابیر شاعرانه زیاد نداره!!! گفتم بدونید عمدیه!
!)
نوشته شده توسط لیلا جوشـقانی در جمعه 23 فروردین1387 ساعت 11:41 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هیچ چیز اتفاقی اتفاق نمی افتد. حتی تو، اتفاقی این جا نیستی!
تمام اتفاق ها، فقط از نگاه ما
زمینی ها اتفاقی است!
به جای نقطه چین ها بعد از "خیلی اتفاقی..." بنویس: " وجود ندارد" !!!
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY